دلسا جوندلسا جون، تا این لحظه: 13 سال و 2 ماه و 29 روز سن داره

هدیه خدایی من

نوروز 1393 ، زیباترین نوروز زندگیمان

  عزیزکم:     امسال بهار  و لحظه سال تحویل برای من و بابا رنگ و بویی دیگر داشت...     من امسال با هیجان تر از سالهای گذشته در فکر تدارکات عید نوروز و سفره هفت      سین بودم آخه امسال گل زیبایی چون تو رو در کنارمون داشتیم .   لحظه سال تحویل من و تو بابا کنار سفره هفت سین نشستیم و من خدایم را بخاطر  وجود تو سپاس گفتم.     چه زیبا بود  لحظه ی سال تحویل که اشک در چشمان من و بابا حلقه زد  و این اشک   اشک شوق بود ،  بخاطر بودنت بعد از چند سال در کنارمان ، بخاطر اینکه آمدی از &n...
14 فروردين 1393

دخترم بهارت مبارکککککککککککککک

ملوس خانوم مامان:   اینک نرم نرمک بهار از راه میرسه و من چه خوشحالم بخاطر وجود گلی زیبا چون تو     در این نو بهار از خدایم بهترینها را برایت آرزو دارم...       امیدوارم روزهایت همیشه و همیشه بهاری و سرشار از خوبیها باشد ، ای غنچه   زندگیم   دخترکم امسال من و بابا مانی  با وجود تو بهترین بهار زندگیمان را تجربه میکنیم و چه   زیباست این روزهای سرسبز وقتی تو در کنارمان هستی     عزیزترینم با وجود لباسهای زیادی که توی سیسمونیت داشتی برای این فصل بازم به خاطر ذوق   و شوقی که من و بابا مانی داش...
8 فروردين 1393

تقویم 1393 پرنسس دلسایی

نانازم :     این تقویم رو واست طراحی کردم و روزای عید به هر کسی که میاد عید دیدنی ، از طرف          تو هدیه میدم   خیلی خوشگله مگه نه؟؟      ...
8 فروردين 1393

سیسمونی دختر نازنینم

دلسای عزیزم عکسای سیسمونی خیلی قشنگت رو میذارم تا وقتی بزرگ شدی ببینی مامان بزرگ(مامانی) چقدر واست زحمت کشیده                                   بقیه عکسها در ادامه مطلب                                                             ...
25 اسفند 1392

دومین عکس آتلیه ای دلسام

نازنینم این عکسها رو  در 5 ماهگیت در همون آتلیه ای ازت گرفتیم که فیلم موقع تولدت توی بیمارستان رو   ازت گرفت و چون خیلی سرشون شلوغ بود حدودا دو ماه بعد حاضر شد   خیلی جیگری عشق مامان       بقیه عکسها در ادامه مطلب ...
24 اسفند 1392

شیرین کاریهای شکلات مامان

دختر گلم : من عاشق تمام کارهایی هستم که تو در طول این چند ماه زمینی شدنت انجام دادی.   نمیدونم از کجا شروع کنم، اول از همه اینکه خیلی زود گردن گرفتی و از همون ماه اول به بعد میتونستی تقریبا سرت رو کنترل کنی. تو عاشق دستات هستی و همیشه یکی از دستهات رو میگیری جلوی چشای نازت و خیلی با دقت نگاش میکنی و من  رو غرق در شادی میکنی راستی از کارهای جالب سه ماهگیت این بود که ماشین میشدی و از خودت صدایی شبیه موتور و ماشین در میاری که هنوز هم ادامه داره مخصوصا وقتایی که میخوام بخوابونمت ولی تو نمیخوای بخوابی روز به روز دستات قوی تر از پیش میشن و میتونی به راحتی هر چیزی رو که جلوی صورتت بیاریم با دستات ...
23 اسفند 1392

فرشته ی آسمونی ام 6 ماهگیت مبارککککککککککک

انگار همین دیروز بود که قدمهای نازنینت را در دنیایمان گذاشتی...           و با آمدنت  عشق را برایم  چه زیبا معنا کردی... اکنون 6 ماه از زمینی شدنت میگذرد فرشته ام،و ما به امید خنده های     زیبایت هر صبح را به شب میرسانیم.     پس در کنارمان بمان تا عشق هم در کنارمان بماند . به امید تمام خوبیها و خوشیها  برایت ای نازنینم...         6 ماهگیت مبارک غنچه ی وجودم       بقیه  عکسها در ادامه مطلب   عروسکم ، گ...
23 اسفند 1392